از راه کم گذر بگذر

از راه کم گذر بگذر,
ترقی و پیشرفت فردی و جهانی وابسته به مردان غیر منطقی است، نه به آن‌هایی که با جامعه‌شان همساز می‌شوند و هرآنچه را که پیش می‌آید می‌پذیرند. پیشرفت وابسته به افراد نوآور است که سنت ها و مقررات را رد می‌کنند و دنیای خود را شخصاً می‌سازند. برای این که بتوانید راه خود را از مسیر سازش و تقلید به مرحله عمل ابتکاری تغییر دهید، لازم است راه مقاومت در برابر آموزه های منفی وفشارهایی که برای وارد کردن شما به اجرای دستورالعمل‌ها به عمل آید بیاموزید. شرط این که بتوانید به طور کامل کارآمد شوید، مقاومت کردن دربرابر تحمیل سنت ها ومقـررات است ممکن است به نظر عده‌ای نافرمان بیایید، البته این بهایی است که باید برای تحصیل استقلال رأی پرداخت .
ممکن است شخصی متفاوت به نظر بیایید، برچسب خودخواه یا یاغی بگیرید و عدم تأیید بسیاری از افرادعادی را نسبت به خود بخرید ، و بعضی از اوقات نیز طرد شوید. بعضی ازمردم مقاومت شما را در برابر سنت ها و آیین هایی که خود پذیرفته اند با نظر خصمانه‌ای می‌نگرند. این استدلال کهنه به گوشتان خواهد خورد که اگر همه‌ی افراد بخواهند قوانین شخصی خود را دنبال کنند چه خواهد شد وجامعه به چه صورتی درخواهد آمد . یک پاسخ ساده‌ی این سئوال البته این است که همه کس چنین کاری نخواهد کرد، اعتیاد اکثر مردم به حمایت های بیرونی و «باید»ها، ایجاد چنین وضعی را غیر ممکن می سازد. بحث ما دراین جا به هرج ومرج خواهی مربوط نمی شود. هیچ کس خواهان نابودی جامعه نیست، اما بسیاری از ما خواهان آنیم که در داخل جامعه آزادی بیش تری به افراد داده شود، آ‎زادی و رهایی از «باید»های بی معنی و احمقانه. حتی قوانین ومقررات منطقی نیز همیشه در هر شرایطی به کارنمی آیند. سعی ما بر این است که آزادی انتخاب را در افراد به وجود بیاوریم، به این معنا که شخص قادر باشد خود را ازبردگی فکری دایم پیروی کردن باید رها سازد. چه لزومی دارد که شما دایماً طبق انتظارات و توقعات فرهنگی جامعه رفتار کنید؟
اگر این طورهستید و احساس می کنید که توانایی تغییر کردن ندارید، در واقع یک مقلد هستید که اجازه می دهید دیگران راه شما را تعیین کنند.
مدیر و راهبر زندگی خویش بودن مستلزم نرمش و انعطاف پذیری و ارزیابی مکررشخصی از عملکرد مقررات در هر لحظه است. درست است که پیروی و اطاعت کورکورانه از قوانین دیگران آسان تراست، ولی وقتی که در می یابید که قانون برای خدمت به شماست و شما خدمتگزار آن نیستید، آن گاه می توانید شروع به نابود کردن رفتار میمون وارخود بنمایید. اگر می خواهید مقاومت در برابر دستورالعمل ها را بیاموزید باید بی اعتنایی راپیشه خود سازید. دیگران اطاعت کردن را، حتی اگر به ضررشان باشد برمی گزینند و شما باید یاد بگیرید که اجازه دهید آن ها دنبال انتخاب خود بروند. نباید عصبانی شوید، فقط لازمست که براساس معتقدات خود رفتار کنید. یکی ازهمکاران من که در نیروی دریایی بود هنگام دیدار سیاسی پرزیدنت آ یزنهاور از کالیفرنیای شمالی، دریک ناوهواپیما در سانفرانسیسکو مستقربود.
آن ها دستور داشتند با شکل ایستادن افرادشان کلمات «سلام آیک» رابسازند تا رئیس جمهوری بتواند هنگام عبوربا هلی کوپترآن را ببیند این کار به نظر دوست من احمقانه و بی معنی آمد و تصمیم گرفت از انجام آن خودداری کند، زیرا با تمام عقاید او در تعارض بود. به جای هر گونه طغیانگری، بعد از ظهراز کشتی خارج شد و گذاشت تا دیگران در آن مراسم بی معنی شرکت کنند. او فقط از ایفای نقش خود امتناع نمود، نه دیگران را تحقیر کرد و نه جدال بیهوده ای راه انداخت. فقط با بی اعتنایی به راه خود رفت و گذاشت تا دیگران به میل خود رفتار کنند. مقاومت در برابر دستورالعمل های منفی به معنای اینست که براساس نظریات و معتقدات خود تصمیم بگیرید و تصمیمات خود را تا آنجا که ممکن است باقابلیت و به آرامی انجام دهید و اگر انتخاب های شما به نتایج مطلوب نرسید، از تظاهرات خصمانه بپرهیزید. مقررات، سنت ها و آیین های احمقانه هیچ گاه از بین نمی روند ، اما شما مجبورنیستید جزیی از آن باشید. وقتی دیگران حرکات بی اراده و گوسفندوار خود را انجام می دهند شما فقط بی اعتنا باقی بمانید و به راه خود بروید.
اما اگرآن ها می خواهند میمون وار زندگی کنند ایرادی ندارد، اما شما ازآن ها پیروی نکنید. ایجاد هیاهو دیگران راعصبانی می کند و موانع بیش تری در راه شما به وجود می آورد. خواهید دید که همه روزه موارد متعددی پیش می آید که بهتر است به آرامی مقررات را دوربزنید تا این که اقدام اعتراض آمیزی بنمایید. درواقع کلیه آراء تازه‌ای که منجر به تغییراتی در اجتماع گردیده اند، زمانی مورد تحقیر و شماتت بوده و حتی بسیاری ازآن ها غیرقانونی نیز بوده اند. پیشرفت تماماً بستگی دارد به این که با مقررات کهنه و بی فایده مخالفت نموده و آن ها را به دورافکنید . مردم؛ ادیسون، هنری فورد ، انیشتین و برادران رایت را مسخره می کردند تا وقتی که آن ها موفق شدند. شما نیز با آغاز به مقاومت دربرابرمقررات بی معنی مورد تحقیر قرار خواهید گرفت.
● نمونه هایی ازرفتاراجباری
طومار رفتارهای ا جباری آن قدر زیاد است که می تواند یک کتاب را پرکند. در زیر تعدا دی از نمونه‌هایی که بیش‌تر در فرهنگ ما رایج هستند ذکر می شود. عقیده بر این که هر چیزجایی دارد وهرچیز در جای خود باشد. بیماری سازمان دادن, معنایش اینست که اگر هر چیز در جای معین خود نباشد احساس ناراحتی می کنید.
پرسش دایمی «چه باید بپوشم»، مثل این که تنها یک روش قابل قبول لباس پوشیدن وجود دارد و آن نیز باید از طرف سایرین تعیین گردد. شلوارسفید و رنگ های روشن نیلی و خاکستری را فقط باید درتابستان پوشید. پارچه های پشمی مخصوص زمستان هستند و باید مشابه فصلی دیگرکه در زندگی شما زیرنفوذ خود می گیرند. جیمزمیشنردر کتاب «هاوایی» به توصیف اهالی نیواینگلند می پردازد که وارد منطقه گرمسیر هاوایی می شدند و وقتی ماه اکتبر فرا می رسید با وجود حرارت هشتادوپنج درجه فارنهایت لباس های زمستانی در برمی کردند و شش ماه با این لباس های ناراحت به سر می بردند … چرا؟ برای این که قرار بوده است در ماه اکتبر لباس زمستانی بپوشند. بنده و برده‌ی منتقدین مدبودن و پوشیدن لباسهایی که مد است، زیرا بالاخره باید همرنگ جماعت بود.
عقیده به این که بعضی نوشیدنی ها باید با غذاهای معینی صرف شوند. گرفتار مقررات شخص دیگری بودن که می‌گوید چه چیز را باید با چه چیزخورد.
تقصیر کارهای خود را به گردن دیگری انداختن . «تقصیر او بود که ما دیر کردیم». «مراسرزنش نکنید، او مقصر است».
باید به جشن ازدواجی بروید یا هدیه ای بفرستید، حتی اگر آن ها را دوست نداشته باشید. هیچ دعوتی را رد نمی‌کنید، حتی اگر تمایل به دعوت آن داشته باشید. ممکن است از خریدن هدیه بدتان بیاید، اما به هرحال این کار را می‌کنید چون چنین مقرراست و برعکس بر خلاف میل خود در مراسم تدفین شرکت می کنید، برای این که از شما انتظار می رود. باید در چنین مراسمی شرکت کنید تا نشان بدهید که غمگین هستید یا احترام می گذارید یا دارای عواطف و احساسات بجا و مناسب هستید.
شرکت درمراسم سنتی که نه دوست دارید و نه به آن اعتقادی دارید، چون از شماچنین انتظاری می رود و می‌خواهید عمل صحیح را انجام داده باشید.
- دادن عناوین به اشخاصی که درخدمت شماهستند .عناوینی که آن ها را به مقامی بالاترازشماارتقاء می دهد. دندانپزشک خود را چگونه مورد خطاب قرارمی دهید؟ آیا اگربه او دکتر خطاب می کنید صرفاً به خاطر حرفه ی پزشکی اوست؟ آیا می گویید استاد رحمتی یا استاد صفایی لوله کش؟ اگر چنین خطاب هایی ناشی از احترام شما نسبت به شغل آن هاست، چرا فکر می کنید شغل و موقعیت آن ها برتراست؟ اگر به آن ها پول می پردازید که به شما خدمت کنند چرا صاحب عنوان می شوند، در حالی که شما تنها با اسم خود مورد خطاب قرار می گیرید؟
رفتن به رختخواب موقعی که وقت خواب است، نه وقتی که خسته هستید .
آمیزش تنها به یک یا دو وعده یا هنگامی که همه شرایط فراهم است، مثلاً بچه ها خواب هستند، خسته نیستید، اطاق تاریک است، شما درتخت خود هستید و غیره وغیره.
تقسیم کارهای روزانه براساس مقتضیات رایج فرهنگی – اجتماعی: زن ها ظرف ها را می شویند، مردها زباله را بیرون می برند. کار منزل مال زن است. کار بیرون مال شوهر. پسرها کارهای معینی را انجام می دهند و دخترها کارهای دیگری را!
پیروی از مقررات و سنت های احمقانه منزل درحالی که رعایت آن ها درمورد خانواده شما ایجاد مزاحمت می کند، مثل اجازه گرفتن برای بلند شدن از سرسفره یا تعیین وقت خواب قبلی بی هیچ دلیل منطقی!
پیروی از دستور العمل های آگهی های مختلف، بدون توجه به منطقی بودنشان مثل «صحبت نکنید»، «داخل نشوید» و موارد دیگر. آیا هرگز درباره معقول بودن علامتی شک کردید؟ یا حتی تصوراین را نیز نمی کنید که ممکن است علامتی در درجه اول در مکان اشتباهی نصب شده باشد؟ آگهی ها را مردم درست می کنند و انسان ها نیز جایزالخطا هستند.
حفظ برچسب اشیاء منقول در طول سالیان دراز، از ترس این که مورد اتهام تقبلی بودن یا مال دزدی واقع شوند! صرف ناهار در روزهای تعطیلی در منزل مادر، حتی اگر تمایلی به این کار نداشته باشید، باید سنت را حفظ کرد!
وقتی می خواهید کتابی را بخوانید همیشه باید از ورق اول شروع کرده و کلمه به کلمه تا آخر آن را بخوانید، حتی اگر نیمی از کتاب را خوانده باشید حتماً باید آن را تمام کنید، حتی اگر خوشتان هم نیامده باشد.
خانم ها هیچ وقت ازآقایان تقاضای ملاقات نمی کنند هرچه باشد این یک کارمردانه است یاهیچ وقت داوطلب اولین تماس تلفنی نمی شوند یا در را برای آقایان باز نمی کنند، صورت حساب رستوران را نمی پردازند، مراعات رسوم بی شمار و بی معنای دیگری که درحقیقت هیچ اثری ندارد.
ارسال نامه و کارت هنگام سفر و گذراندن تعطیلات، درحالی که از این کار بدتان می آید، تنها به خاطر این که همیشه این کار را کرده اید و دیگران از شما توقع دارند.
کوشش برای به دست آوردن نمره در مدرسه و فشار بر فرزندان که آن ها نیز باید نمرات خوب بگیرند . آموختن، نه برای رضای خاطر خود، بلکه به خاطر نتایجی که عاقبت در کارنامه منعکس خواهد گردید.
دایم اندیشیدن به این سؤال که «آیا او برای من مناسب است» و پیوسته در جستجوی شخص مناسب، گیج و سرگردان بودن .
همیشه و در همه جا با شریک زندگی خود همراهی کردن به خاطر این که اجتماع چنین انتظاری از شما دارد، حتی اگر ترجیح بدهید در آن زمان خاص در جای دیگری باشید.
مراجعه به کتاب های مخصوص «چگونه فلان کاررا انجام دهید» زیرا برای انجام هر کار روش خاصی تعیین شده است. عدم تشخیص جزوه هایی که حاوی اطلاعات صحیح هستند از آن هایی که فقط روش های معمول و سنتی را بیان می کنند.
همیشه در پی یافتن لباس مناسب، کلاه، اتومبیل، لوازم مناسب منزل، سس های سالاد، نوشیدنی های اشتهاآ‌ور، کتاب، کالج و شغل مناسب و… بودن.
ارزیابی شخصی خودتان از موفقیت هایتان را کم اهمیت تر از پاداش ها، نشان ها، عناوین وافتخارات دانستن.
گفتن این که: «من هرگز نمی توانم به بزرگی و اهمیت فلان کس باشم».
کف زدن برای سخنرانی یا نمایشی که ازآن خوشتان نیامده است.
انعام دادن در برابر خدمات بد.
نقش طرفداران ورزشی را بازی کردن و ابراز واکنش های شدید در برابر برد و باخت گروه مورد علاقه خودتان کردن و دایم نگران موفقیت یا شکست ورزشکاران بودن.
نویسنده: دکتر وین و. دایر
مترجم: بدر زمان نیک فطرت
منبع : سایت نشریه روانشناسی و جامعه
منبع : سایت کانون قلم


 
کلمات کلیدی :
نظرات بییندگان :

بهترین مشاغل و خدمات شهر خود را ، در سایت نشونه پیدا کنید.

مشاهده سایت نشونه